تبليغاتX
بازاریابی شبکه ای صنایع دستی ایران

بازاریابی شبکه ای صنایع دستی ایران

سلام

چند روز پیش با یکی از بازاریابان صحبت می کردم

از من پرسید که چرا دیر به دیر آپ می کنی وبلاگ رو؟؟؟؟؟!!!!!!!

نمی دونستم در جوابش باید چی بگم.

سکوت کردم.خودم رو خوردم و چیزی نگفتم.

نگفتم که با آقایان ایکس و....... نشست داشتم و بصورت تلفنی و حضوری صحبتهایی انجام شده.

اشکالی نداره.

من.

کامران فرقانی با بازاریابان صحبت کردم.فالو کردم.جلسه برگزار کردم.البته با کمک لیدرهای توانمندم.

و تا آخر نیز هستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱

نه برای ادامه و یا شیفت جدید دیگری بلکه پاسخگوی تمامی بازاریابان و خانواده هاشون.

ممنون از شما .ممنون از تیم کادینوس و ممنون از مدیزیت شرکت ارمغان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 12:48  توسط کامران فرقانی  | 

 

دوستان عزیز سلام

 

لطفا حتما با لیدر های خود تماس بگیرید تا از جزئیات جلسه خصوصی آقای گرشاسبی(مدیریت محترم شرکت)

 

و تیم شمال اطلاعات لازم رو کسب نمائید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 17:1  توسط کامران فرقانی  | 

سلام دوستان

من بودم

 

هستم  و

 

خواهم بود

 

تو؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 23:19  توسط کامران فرقانی  | 

 

زندگی یا پر است از

 هدف

 یا پر از

 بهانه

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 16:20  توسط کامران فرقانی  | 

" چرا درصد حذف در نتورک مارکتینگ زیاد است "

 

1- فرد با آگاهی و بینش کافی وارد سیستم نمیشود. جوگیر شده است یا اینکه تنها به دلیل اینکه دوستان و اقوام او وارد شده اند او نیز بدون بررسی کامل و چشم و گوش بسته وارد میشود.

2- تصور میکند یا اینکه به غلط به او القاء شده است که نتورک مارکتینگ کار بسیار راحتی است . فکر میکند که نتورک یعنی " دو نفر پیدا کن ، بنشین منزل پول جمع کن " . غافل از اینکه درهیچ کجای دنیا پول بی زحمت نریخته اند.

3- دیر بازده اما مطمئن بودن این تجارت را درست نفهمیده یا اینکه درست برای او بیان نکرده اند . به جای ایده 2 تا 4 ساله ، انتظار دارد در عرض 2 تا 4 ماه به نتیجه نهایی برسد.

4- سعی در افزایش آگاهی و اطلاعات خود ندارد. بنابراین زیرمجموعه او را به عنوان لیدری آگاه به رسمیت نشناخته، بتدریج ازسوی ایشان طرد میشود.

5- دستاوردهای بزرگ و غیر مالی این حرفه برایش روشن نشده است. تنها به پول فکر میکند، اهداف بلند مدت ندارد یا اگر دارد کاملا مادی و مالی هستند. حتی به آنها هم درست نمی اندیشد و به محقق شدن آنها شک دارد.

6- به علت نداشتن ایمان و آگاهی از اصول کار، از صحبت کردن در جمع میترسد ، هنگام پیگیری قاطعیت کافی و قدرت دفاع از سیستم را ندارد و همین امر باعث تضعیف بیشتر ایمان و اراده او میشود.

7- میخواهد راه 30 سال نرفته را یکشبه طی کند .

8- به دلیل نداشتن انگیزه یا برنامه ریزی درست، وقت کافی برای انجام این کار را ندارد .

9- در کار خود جدی و مسئولیت پذیر نیست .

10- عقاید ، رفتار و گفتارش در شآن یک نتورکر نمیباشد.

11- تنها به خاطر حفظ تعادل و گرفتن پورسانت ، هر کس از هر قشر و قماشی را وارد سیستم میکند.

12- برای پیشبرد مجموعه خود حاضر به پرداخت هیچگونه هزینه ای نیست یا خیلی کم هزینه میکند.

13- به اصول این حرفه ( به دلیل سادگی ) اهمیت نمیدهد . غافل از اینکه قدرت این اصول در سادگی آنهاست.

14- یکدنده و لجوج است . حرف هیچکس را حتی با دلیل و منطق کافی نمیپذیرد.

15- بیشتر حرف میزند و کمتر عمل میکند.

16- بیشتر با افراد منفی باف مراوده دارد. بد دهنی و غیبت میکند. به جای امیدوار کردن مجموعه مدام از مسائل مایوس کننده میگوید و لذا بتدریج اعتبار خود را در گروه از دست میدهد.

17- بدون داشتن طرح و برنامه ای خاص، پیوسته از کارها و برنامه های دیگران ایراد و اشکال میگیرد.

18- مفاهیم نتورک مارکتینگ را درست درک نکرده است . مفاهیمی چون: پیش داوری نکردن ، خود رئیس خود بودن ، دیربازده بودن ،

19- به دلیل فقدان ایمان و بینش کافی از این حرفه، خیلی زود تحت تاثیر افکار و عقاید منفی قرار میگیرد.

20- حمایت بالا سری را تنها در معرفی دایرکت برای خود معنی میکند. یعنی اگر بالا سری برای او زیردست معرفی نکند او را به حمایت نکردن متهم میکند.

21- استقلال نظر و عمل ندارد . دیگران مثلا دیگر افراد خانواده برای او تصمیم میگیرند.

22- ارتباط او با مجموعه بسیار کم است یا درحالیکه مشتاق تماس است، کسی با او در ارتباط موثر نیست

23- تلفن او در بیشتر اوقات در دسترس نیست.

24- به جلسات اهمیت نمیدهد . کم حضور می یابد و اگر هم حاضر میشود به دلایل مختلف از جمله یاد داشت نکردن مطالب ، از جلسات بهره کافی نمیبرد.

25- به دلیل پایین بودن سطح جلسات، تکراری بودن مطالب ، بی نظمی و تداخل امور، از تجمعات و جلسات گروه لذت واستفاده کافی نمیبرد، احساس رشد شخصی و گروهی نمیکند و لذا از گردهماییها و شرکت در برنامه های گروه بیزار میشود.

26- در کار و افکار خود صداقت ندارد. و برای کسب وجهه و تشخص در جمع، علنا دروغ میگوید.

27- استقامت و پشتکار نداشته ، صبور نیست و روی کار خود تمرکز ندارد. مثلا همزمان وارد چند نتورک میشود.( چند خرگوش را همزمان دنبال میکند )

28- انتقاد پذیر نیست و زود از کوره درمیرود.

29- افراد منتقد را دشمن خود میپندارد . مباحثه را میدان برد و باخت میداند که باید پیروز بحث گردد. نمیداند که : دوستِ همیشه تابع او، تنها دوست اوست ولی دوستِ منتقد او، دوست اندیشمند اوست .

30- از خود هیچ رای و ایده جدیدی ندارد و پیوسته مصرف کننده ارا و عقاید دیگران است.

31- بیگانه پرست است . به طرحها و برنامه هایی که از طرف دیگران( از شهرهای دیگر ) ارائه میشود بیش از ایده های خودی اهمیت میدهد .

32- به دلیل مشکلات مذکور از معرفی کار به دیگران میترسد.

33- به سیگار یا دیگر مواد مخدر اعتیاد دارد . لذا بتدریج اعتبار خود را در بین گروه از دست میدهد.

34- فکر میکند برای لیدرها و بالادستی خود زحمت میکشد.

35- هدف او از صحبت کردن در جمع نه اینکه راهنمایی افراد و کمک به زیرمجموعه بلکه به رخ کشیدن اطلاعات ناچیز خود است.

36- به شدت از اجرای طرحهای جدید در مجموعه میترسد که مبادا آنچه رشته کرده است پنبه شود.          ( میترسد پنیر خود را عوض کند )

37- هدف او از ورود به این حرفه نه اینکه ایجاد تغییر و تحول اساسی بلکه ایجاد تفنن در زندگی است.لذا هنگامیکه متوجه میشود این یک تجارت جدی است نه یک تفنن کودکانه، خسته شده کار را رها میکند.

38- از کلاس و پرستیز کلی تیم راضی نیست و وارد کردن اقوام و دوستان دیگر خود به اینگونه تیمی را کسر شان خود میداند.

39- بدون اینکه آموزشهای اولیه سیستم را بدرستی فراگیرد ، خیلی زود به مرحله عملیاتی شدن و دفاع از سیستم میرسد.

40- به محض عملیاتی شدن کار( شروع دعوت از افراد ) آموزش را بکلی فراموش میکند. غافل از اینکه در این حرفه آموزش رکن اساسی و فرایندی پیوسته است.

41- چونکه تعادلش بالاست دیگران را به دیده تحقیر مینگرد.

42- هنگام فالوآپ بزرگ گویی میکند و همین باعث انزجار فالو شونده میشود.( مثلا میگوید : این شهر برایم کوچک است خیلی زود آنرا تسخیر میکنم )

43- لوث کردن را با مشورت اشتباه گرفته اعتماد دیگران ( بویزه دایره نفوذش ) را از خود صلب میکند. به این معنی که قبل از ورود یا از همان ابتدای ورود به سیستم به جای مشورت کردن با دو یا سه نفر آگاه در این زمینه، به هرکس از دوستان و اقوام خود که میرسد در هر زمان و مکان نامناسب به شکلی نامناسب وناشیانه در مورد این تجارت صحبت کرده یا مشاوره میخواهد.  به این ترتیب از اعتبار و ارزش این حرفه در بین آشنایان واطرافیان خود کاسته آن را لوث میکند. علاوه براین به دلیل اینکه هنوز به طور کامل به جوانب مختلف و متفاوت حرفه جدید خود مسلط نشده است، قدرت دفاع منطقی از آن را نداشته، در مقابل سوالات مختلف دیگران بیجواب می مانده وهمین امر باعث صلب اعتماد دیگران از او و حرفه اش میشود. لذا در آینده حتی هنگامیکه سطح بینش و دانش او نسبت به حرفه اش افزایش می یابد نمیتواند این لوث شدگی و جو بی اعتمادی بین خود و اطرافیان را از بین ببرد.

44- در مورد دیگران زیادی پیش داوری میکند، لیست افراد او خیلی کم است و برای معرفی کار، همیشه به دنبال زمان، مکان و افرادی خاص می گردد.

45- به دلیل تعادل بالا ، تنبلی و داشتن این عقیده که مجموعه او به هر ترتیبی که باشد رشد خواهد کرد، به گلایه ها توجه ندارد، از حمایت درست مجموعه دریغ کرده آنها را به حال خود رها میکند.

46- به دلیل اینکه حرف او با عملگرایی توام نیست، بتدریج صحبتهای او برای مجموعه تکراری شده در آنها تاثیر نمیکند.

47- برنامه های او کوتاه مدت و تنها مسکن موقت هستند. استراتزی بلند مدت و انگیزه ساز با پشتوانه تئوریک قوی برای تیم خود ندارد.

48- وظایف افراد در گروه مشخص نیست، تفویض اختیار نمیشود و هرکس که به تعادلی ناچیز میرسد بدون توجه به نصایح لیدرهای دلسوز خود رای و سلیقه ای عمل میکند.

49- بدون بررسی وارد دستهای پر از مشکل و دردسر میشود.و نمیداند که داشتن گروه و بالاسریهای قوی چقدر در موفقیت او نقش موثر دارند.

50- در مورد اطلاعاتی که هنگام پرزنت به او داده میشود که گاها ممکن است مبهم، چند پهلو و حتی غلط باشند، درست تحقیق و بررسی نمیکند.

51- او را وادار میکنند که بیش از حد معقول خرید کند.

52- در حالیکه هنوز اجازه دعوت نیافته است، بطور رسمی یا غیر رسمی شروع به دعوت از افراد میکند.

53- قبل از ورود یا حتی پیش از پرزنت شدن اشخاص،CD ها و منابع آموزشی سیستم را در اختیار آنها قرار میدهد. حالت بدتر وقتی است که این کار در جمع چند نفر انجام میشود.

54- قدر افراد قدیمی بویزه آنها که به اعتبار او وارد شده اند را به درستی ندانسته و هرکدام را به دلیلی طرد کرده یا میرنجاند. تنها به فکر رشد مجموعه و وارد کردن افراد جدید است و بیشتر انرزی خود را صرف این کار میکند. بی توجه به اینکه شکست خورده ای را به جمع شکست خورده ها می افزاید.

55- هدف او از تشکیل جلسات و تجمعات تفریحی ( فان ) نه روحیه دادن به مجموعه بلکه تنها جوگیر کردن افراد فالویی برای ورود است.

56- لیدر است اما اصول حمایت درست را نمداند، اتفاقی لیدر شده است و از لیدر بودن تنها تعادل بالا دارد.

57- به علت گلایه های زیاد از طرف مجموعه ، خود نیز به حذف (فی ل ) شدن مجموعه خود رضایت دارد.

58- ممنوعیت نابجای این تجارت، او و زیر مجموعه او را ترسانده است.

59- درطرحها و برنامه های او مسئولیتها به دست افراد نااهل سپرده میشود. لذا این طرحها خیلی زود به شکست می انجامند.افراد نااهل میتوانند کسانی باشند که دید بلند مدت ندارند و زود از کار خسته میشوند.

60- برنامه های او بیشتر شفاهی است. گروه، اسم واساسنامه مکتوب ندارد، وظایف افراد واهداف گروه مشخص نیست و افراد چشم انداز آینده را تاریک میبینند .

61- تنها وسیله او برای جذب افراد، دادن وعده های رنگارنگ مالی به آنهاست. غافل از اینکه بهترین و بزرگترین انگیزه تلاش برای یک فرد جهت رسیدن به یک مقصود معین، احساس تعلق فرد به یک گروه همدست و همصدا، مقتدر، منظم و با اهداف بلند انسانی است نه گروه آشفته ای که تنها به پول می اندیشد.

62- تشکیلات مدیریتی منسجم و عملگرا ندارد. مدیریت او بیشتر تک نفره ( امپراتوری ) و صرفا   مشاوره ای است. یعنی در جهت رفع مشکل افراد عملا اقدامی نمکند و تنها راه حل ارائه میدهد.

63- به دلیل مشخص نشدن وظایف افراد، از یک فرد بیش از حد توان او انتظار دارد. مثلا از کسی که لکنت زبان دارد میخواهد حتما پرزنت کردن موثر را فراگیرد.

64- به علت نداشتن اساسنامه و اصول مکتوب لازم الاجرا و تعهد آور، نمیتواند روی رفتار تک تک افراد گروه کنترل داشته باشد. چونکه در چنین تیمی هیچکس به رعایت هیچ اصلی تعهد نداده است.

65- سیستم آموزشی تیم بسیار غلط  و کم بازده است.

66- اصول پرزنت موثر و پیگیری مناسب را رعایت نکرده و دو بار پیگیری کردن را کسر شان خود میداند.

67- به خود و اهداف خود قلبا و به معنی واقعی تعهد ندارد.

68- در اعتباربندی افراد برای دعوت دچار اشتباه میشود.

69- در کاری که وظیفه اونیست دخالت میکند. مثلا مطالبی که میبایست از سوی معرف به شخص پرزنت شونده گفته شود، او میگوید.

70- نه به نیت خیر بلکه به نیات دیگر مثلا برای پزدادن و به خاطر چشم و همچشمی کار را به اقوام معرفی میکند.

71- بد قول است. به موقع به وعده و قرارهایش عمل نمیکند. و دیرحاضر شدن درجلسات را موجب فخر میداند.

72- در مورد نتورک خود بزرگ گویی و ازدیگر سیتمهای نتورک بسیاربد میگوید. و همین باعث تنفر افراد از تجارتی میشود که تنها یک کمپانی در آن موفق است.

73- تغییر و تحولات درسیاستهای کاری کمپانی برای او غیرمنتظره و به مذاق او خوش نمی آید. چونکه  بدون مطالعه قوانین شرکت وارد سیستم شده است.

74- زیادی کمال گرا است و تحمل هیچگونه کم و کاستی ندارد.

75- تدارکات و جریان اخبار و اطلاعات درمجموعه درست صورت نمیگیرد. مثلا تکثیر و توزیع یک جزوه یا CD در گروه که میبایست یک روزه انجام شود به یک ماه یا حتی بیشتر می انجامد.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 16:14  توسط کامران فرقانی  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 0:12  توسط کامران فرقانی  | 

سلام

خوبید دوستان؟                                                            

خیلی حرفا دارم براتون ولی .....

فکر می کنم این بیت خودش کلی حرف توشه..

 

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم  .......موجیم که آرامش ما.عدم ماست

 

در آخر از تلاش ۲ یاور خوبم(آقایان ملک محمدی و حیدری) کمال تشکر را دارم.

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 15:52  توسط کامران فرقانی  | 

باور
 

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:41  توسط کامران فرقانی  | 

                         

<< سازما ن هایی که به استراتژیهای توسعه و رشد خود می اندیشند. میدانند که توسعه و تحول باید از مدیران

راس سازمان و رهبران شروع شود .چرا که انسانها سرمایه اصلی سازمانها محسوب می شوند. و در این میان

سازمانهایی موفق میشوند که  رهبران آن بتوانند این سرمایه های ارزشمند را بسیج کرده و شایستگی

وآفرینندگی و تعهد آنان را شکو فا سازند.توسعه رهبری با خود شناسی آغاز می شود .قبل از آنکه به هدایت

دیگران بپردازیم .اول باید خودمان را بشناسیم. >>(ماکسول)

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:15  توسط کامران فرقانی  | 

به آرامی آغاز به مردن می کنی

به آرامی آغاز به مردن می کنی

                            اگر سفر نکنی،

                            اگر چيزی نخوانی،

                            اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

                            اگر از خودت قدردانی نکنی.

 

به آرامی آغاز به مردن میکنی

                           زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

                           وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

 

به آرامی آغاز به مردن میکنی

                           اگر برده عادات خود شوی،

                           اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی...

                           اگر روزمرگی را تغییر ندهی

                           اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،

                           یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

 

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

                           اگر از شور و حرارت،

                           از احساسات سرکش،

                           و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند

                           و ضربان قلبت را تندترمی کنند،

                                                                دوری کنی ...

 

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی ...

                           اگر هنگامیکه با شغلت یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی

                           اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

                           اگر ورای رویاها نروی،

                           اگر به خودت اجازه ندهی که

                           حداقل یکبار در تمام زندگیت

                                                         ورای مصلحت اندیشی بروی....

 

   امروز زندگی را آغاز کن!

                                   امروز مخاطره کن!

                                                   امروز کاری بکن!

                                                نگذار که به آرامی بمیری ...

                                                                       شادی را فراموش نکن!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:12  توسط کامران فرقانی  | 

دو دلیل ضروری برای وارد شدن به یک بیزینس بازاريابي شبكه اي وجود دارد: دلیل شماره یک، " کمک کردن به خودتان " است. دلیل شماره دو " کمک کردن به دیگران " است. اگر فقط به خاطر یکی از این دلایل وارد شوید، آنگاه این سیستم برایتان جواب نخواهد داد. معنای دلیل شماره یک این است که شما وارد این بیزینس می شوید تا در درجه اول، ربع خود (شکل بالا) را تغییر دهید.( کتاب بابای پولدار بابای بی پول نوشته رابرت کیوساکی را بخوانید ) يعني تغییر از ربع E ( کارمند) یا S (خویش فرما) به ربع B ( صاحب بیزنس) یا I ( سرمایه دار). این تغییر معمولاً برای اکثر افراد، بسیار مشکل است. بخاطر پول! فردی که واقعا به ربع E یا S تعلق دارد کار نمی کند مگر فقط برای پول. این همان دلیلی است که افراد در سیستم بازاريابي شبكه اي به آن بالا نمی رسند: آنها بیشتر دنبال پول هستند تا اینکه به دنبال تغییر ربع خودشان باشند. فرد متعلق به ربع B یا I هم برای پول کار می کند، اما به روشی متفاوت. فرد متعلق به ربع B براي ايجاد یک دارایی کار می کند مثلا در این حالت، یک سیستم تجاری. فرد متعلق به ربع I نیز بر روی دارایی یا سیستم، سرمایه گذاری می کند. بعنوان یک B یا I ، بعضی اوقات، سال ها سودي دریافت نخواهید كرد؛ چیزی که یک فرد E یا S قادر به انجام آن نیست. در واقع جزء ارزشهای درونی شان نیست. خطر کردن ( Risk ) و پاداش تأخیر یافته ( delayed gratification ) آنها را از نظر احساسی ( emotionally ) آشفته می کند!

پاداش تأخیر یافته و هوش احساسی ( Emotional Intelligence ) یکی از زیباییهای بازاريابي شبكه اي این است که علاوه بر توسعه مهارتهای کاری باعث افزایش هوش احساسی نیز خواهد شد. هوش احساسی، موضوعی کاملاً متفاوت از هوش تحصیلی ( academic ) است. بطور کلی، فردی كه دارای هوش احساسی بالاتري است، اغلب از شخصی كه دارای هوش تحصیلی بالاتر اما هوش احساسی پایینتري است، بهتر عمل می کند. این مطلب تا اندازه ای این مسئله را روشن می کند که چرا بعضی از افراد که در مدارس موفق بودند، در دنیای واقعی، نتایج جالبی کسب نمی کنند. توانایی تحمل پاداش تأخیر یافته، نشانگر هوش احساسی بالاتر است. اخیرا در تحقیقی راجع به هوش احساسی، مشخص شد افرادی که می توانند با تأخیر، پاداش دریافت کنند اغلب، نسبت به کسانی که فاقد این توانایی هستند، زندگی موفق تری را تجربه می کنند. به همین دلیل است که سیستم آموزشیِ ذاتی كه در یک بيزينس بازاريابي شبكه اي خوب موجود است، بسیار بااهمیت است. افراد بسیاری برایم می نویسند که شیفتۀ کتاب من " باباي پولدار، باباي بی پول " هستند. اما من نگرانم که آنها مهمترین نکتۀ کتاب را نگرفته باشند: درس شمارۀ 1 : ثروتمندان برای پول کار نمی کنند. هنگامی که من یک دارایی، بسازم یا بخرم، از آن به بعد، آن دارایی، سخت کار می کند تا برایم درآمدزایی کند. اما من برای پول کار نمی کنم. من فقط کار می کنم تا دارایی ها را خریده یا بسازم. آن دارایی ها مرا پولدارتر و پولدارتر می کنند، در حالیکه من کمتر و کمتر کار می کنم. این همان کاری است که ثروتمندان می کنند. مستمندان و نیز طبقه متوسط، سخت کار می کنند تا پول درآورند و سپس بجای سرمایه گذاری در ستون داراییهایشان، بدهی می خرند. تنها سه راه براي كسب درآمد وجود دارد: راه اول: زمانتان را در برابر پول مبادله كنيد. بر طبق گفتة Bob Proctor ،" اين راه، بدترين استراتژي درآمدزايي است. هرچند حدود %96 از جمعيت ما از آن بهره مي برند مانند پزشكان، وكلا، حسابداران، كارگران و .... اين استراتژي، يك اشكال ذاتي دارد: اشباع . زمان شما محدود است. ( يعني يك ساعت از زمانتان را هر قدر هم كه گران بفروشيد باز هم درآمدتان محدود است چون تعداد ساعاتتان در يك روز محدود است. ) اگر فردي با استفاده از اين استراتژي بخواهد به هر درجه اي از ثروت برسد، بايد بداند كه اين به قيمت يك عمر تمام خواهد شد. راه دوم: پولتان را سرمايه گذاري كنيد تا پول بدست آوريد. درصد بسيار كمي از مردم مي توانند از اين استراتژي استفاده كنند زيرا آنها پول اضافي ندارند تا سرمايه گذاري كنند. اين روش مناسب افرادي است مانند تايگر وود، مايكل جُردن، تام هَنكس، جيم كَري و ساير ستارگان سينما و بازيكنان حرفه اي و .... راه سوم: براي كسب پول، از خودتان به شكل اهرم استفاده كنيد. با اين روش، مي توانيد با بهره گيري از نيروي شگفت انگيز اهرم تركيب افراد ( سینرژی یا همان نيروي ناشي از به هم پيوستن افراد ) يا تصاعد هندسی و با استفاده از تبليغات کلامی و بيزينس بازاريابي شبكه اي، به درآمدی نامحدود در طول سالیانی دراز دست یابید. چه نوع دارایی در یک بیزینس بازاريابي شبكه اي وجود دارد؟ بخاطر آورید که دو دلیل برای موفقیت در بازاريابي شبكه اي وجود دارد: کمک به خودتان، و کمک به دیگران. دلیل شماره یک بدین معنی است که به خودتان کمک کنید تا به ربع B برسید. دلیل شمارۀ دو چطور ؟ زیبایی اکثر سیستمهای بازاريابي شبكه اي در این است که شما به درآمد بالایی نمی رسید مگر این که به دیگران نیز کمک کنید تا ربع E و S را ترک کرده و به ربع B و I برسند. اگر روی کمک کردن به دیگران تمرکز کنید تا این تغییر را انجام دهند، آنگاه در این بیزینس موفق خواهید شد. آن نوع بیزینسی که من آموخته بودم که بسازم، بیزینسی است که من در آن بالا باشم و E ها و S ها در قاعده هرم باشند. من واقعاً آن بالا، جایی برای B های بیشتر نداشتم، به همین دلیل در بیزینس خودم، به همه کارمندانم جداً توصیه می کنم که به بازاريابي شبكه اي نيز به عنوان يك بیزینس پاره وقت بپيوندند. سیستم تجاری سنتی و مرسوم، واقعاً یک هرم است! چون فقط چند تا B و I در آن بالا هستند و بیشتر E ها و S ها در قاعده هستند حال آن که درسیستم بازاريابي شبكه اي تمرکز اصلی بر این است که B های بیشتر و بیشتری به آن بالا بیایند. نتورك مارکتینگ به جای این که تو را به پایین هُل دهد، تو را به بالا می فرستد. یک بیزینس بازاريابي شبكه اي به هر کسی این توانایی را می دهد تا به چیزهایی دسترسی پیدا کند که قبلاً فقط در اختیار ثروتمندان بود.

منتظر نظرات هدایت کنندهتان هستم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:9  توسط کامران فرقانی  | 

یك كارشناس تجارت الكترونیكی : بازاریابی شبكه‌ای با ارزش برابركالا با پول مبادله شده مناسب است سوءاستفاده‌هایی از تمایلات مردم در عرصه‌ بازاریابی شبكه‌ای می‌شود و برخی از شبكه‌ها با بهره‌ بردن از طمع اعضا به ایجاد گروه‌های دسیسه هرمی اقدام می‌كنند كه هیچ ریشه‌ای در تجارت الكترونیكی ندارد، چرا كه درصد سود افراد مشخص نیست. علیرضا جهانی گفت: تجارت به نوعی زیرمجموعه‌ بازاریابی است كه در مفاهیم مستقلی قرار دارند؛ در بحث بازاریابی شبكه‌ای، تحلیل شبكه‌های اجتماعی مطرح می‌شود و كه با شناسایی گروه‌ها در این سایت‌ها می‌توان به شناسایی افراد موثری كه دارای ارتباطات بالا هستند پرداخت و از این طریق محصول خود را به واسطه‌ی این افراد تبلیغ كرد كه در كشور ما به لحاظ وابستگی‌های شدید اجتماعی، می‌توان به نحو بهتری از بازاریابی شبكه‌ای بهره برد. هر چه بازاریابی شبكه‌ای موفق‌تر باشد آمار فروش محصول بالا خواهد رفت و ارزش افزوده و سود بیشتری برای صاحبان سرمایه به ارمغان خواهد آورد؛ با دانستن نظریه‌ی گراف‌ها در ساختار درختی سطوح پایین همیشه بازنده خواهند بود و 75 درصد نودهای درخت در شبكه‌های هرمی هیچ بهره‌یی نمی‌برند، اما اگر كالایی به ارزش پولی كه مبادله می‌شود قرار داشته باشد، هم بازاریابی استثمارگری نخواهد بود و هم برای تبلیغ كالا مناسب است. منبع خبر : MLM در تاریخ ۱۳۸۶ دهم مرداد ساعت 01:04:20
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 21:57  توسط کامران فرقانی  | 

شبکه های آموزش محور بی تردید آموزش را باید حلقه گمشده بازاریابی شبکه ای در ایران دانست. بررسی اجمالی انبوهی از سایتها،وبلاگها و حتی جزوات پرزنت شبکه های مختلف نشان می دهد که انتظار یافتن مطلبی تازه و علمی انتظاری بیهوده است؛ چراکه رشد بی رویه و غیر قابل توجیه نتورکهای جور واجور طبیعتا احتمال اینکه مدیران و گردانندگان این شبکه ها فرصت،همت و البته انگیزه ای برای حرکات عمقی برای گسترش فرهنگ اقتصاد شبکه ای و بازاریابی الکترونیک داشته باشند قریب به صفر است. در حال حاضر قصد نداریم که به انگیزه های پیداش و رشد این شبکه ها بپردازیم بلکه آنچه از این رفتارها حاصل میشود گسترش شبکه هایی بدون پشتوانه علمی است که شکست آنها هم که به طور منطقی پیامد همین فقر علمی است علاوه بر زیان مالی جمعی از اعضای این شبکه ها، بدگمانی و بی اعتمادی این افراد را به اصول علمی بازاریابی شبکه ای به دنبال دارد. شاید شما هم از برخی افرادی که قصد پرزنت کردنتان را برای همین قبیل شبکه ها داشته اند شنیده باشید که " نتورک یک موج است که نهایتا یکی دو سال سود دارد اگر در این مدت درآمدی کسب کردی،بردی در غیر این صورت بازنده ای". وجود چنین دیدگاههایی نسبت به بازاریابی شبکه ای بیش از هرچیز نشانگر فقدان آگاهی های عمیق نسبت به این مقوله است که به صورت طبیعی انگیزه های سودجویانه را در کوتاه مدت تقویت می کند. بنا بر همین وضعیت است که اخیرا مشاهده می شود که برخی شبکه های ایرانی با بذل توجه ویژه نسبت به مقوله آموزش سعی دارند تا با افزایش غنای علمی و آموزشی اعضای خود پایداری،انسجام و رشد شبکه خود را افزایش دهند. به نظر می رسد مدیران این شبکه ها بدرستی نیازهای اصلی و اساسی کاربران خود را تشخیص داده اند و با متمرکز کردن آموزشهای خود بر تصحیح نگرش نسبت به حقیقت تفکر شبکه ای سعی دارند این نوع نگاه را به تمامی شئون زندگی اعضای خود تسری دهند. نکته مهم دیگری که در این آموزشها به چشم می خورد سر و سامان دادن آموزه های نتورک از دریچه جهان بینی خدامحور است. این حرکت همان تلاشی است که به حق باید از آن به عنوان بومی سازی بازاریابی شبکه ای در ایران نام برد.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 21:51  توسط کامران فرقانی  | 

شبکه های آموزش محور بی تردید آموزش را باید حلقه گمشده بازاریابی شبکه ای در ایران دانست. بررسی اجمالی انبوهی از سایتها،وبلاگها و حتی جزوات پرزنت شبکه های مختلف نشان می دهد که انتظار یافتن مطلبی تازه و علمی انتظاری بیهوده است؛ چراکه رشد بی رویه و غیر قابل توجیه نتورکهای جور واجور طبیعتا احتمال اینکه مدیران و گردانندگان این شبکه ها فرصت،همت و البته انگیزه ای برای حرکات عمقی برای گسترش فرهنگ اقتصاد شبکه ای و بازاریابی الکترونیک داشته باشند قریب به صفر است. در حال حاضر قصد نداریم که به انگیزه های پیداش و رشد این شبکه ها بپردازیم بلکه آنچه از این رفتارها حاصل میشود گسترش شبکه هایی بدون پشتوانه علمی است که شکست آنها هم که به طور منطقی پیامد همین فقر علمی است علاوه بر زیان مالی جمعی از اعضای این شبکه ها، بدگمانی و بی اعتمادی این افراد را به اصول علمی بازاریابی شبکه ای به دنبال دارد. شاید شما هم از برخی افرادی که قصد پرزنت کردنتان را برای همین قبیل شبکه ها داشته اند شنیده باشید که " نتورک یک موج است که نهایتا یکی دو سال سود دارد اگر در این مدت درآمدی کسب کردی،بردی در غیر این صورت بازنده ای". وجود چنین دیدگاههایی نسبت به بازاریابی شبکه ای بیش از هرچیز نشانگر فقدان آگاهی های عمیق نسبت به این مقوله است که به صورت طبیعی انگیزه های سودجویانه را در کوتاه مدت تقویت می کند. بنا بر همین وضعیت است که اخیرا مشاهده می شود که برخی شبکه های ایرانی با بذل توجه ویژه نسبت به مقوله آموزش سعی دارند تا با افزایش غنای علمی و آموزشی اعضای خود پایداری،انسجام و رشد شبکه خود را افزایش دهند. به نظر می رسد مدیران این شبکه ها بدرستی نیازهای اصلی و اساسی کاربران خود را تشخیص داده اند و با متمرکز کردن آموزشهای خود بر تصحیح نگرش نسبت به حقیقت تفکر شبکه ای سعی دارند این نوع نگاه را به تمامی شئون زندگی اعضای خود تسری دهند. نکته مهم دیگری که در این آموزشها به چشم می خورد سر و سامان دادن آموزه های نتورک از دریچه جهان بینی خدامحور است. این حرکت همان تلاشی است که به حق باید از آن به عنوان بومی سازی بازاریابی شبکه ای در ایران نام برد.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 21:44  توسط کامران فرقانی  | 

به اطلاع همکاران عزیز میرسانیم در حال حاضر تمام کالاهای موجود در گالریهای شرکت ارمغان خلیج فارس با ۱۰٪ تخفیف به مشتریان عرضه میگردد. این تخفیف از طرف تیم قیمت گذاری کالا (به دلیل بالا رفتن قیمت یورو) اعمال گردیده است.

 

کادینوس

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:46  توسط کامران فرقانی  | 

ترجیح میدم روی موتورسیکلتم بنشینم و

به خدا فکر کنم.

تا اینکه در کلیسا بنشینم و به

موتورسیکلتم فکر کنم.

(مارلون براندو)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 17:34  توسط کامران فرقانی  | 

سلام  دوستان خوبم

سال خوبی داشته باشید.

امید به پیروزی تمامی شما.

نوع کار و همینطور نگارش وبلاگ رو عوض کردیم.

 

تغییر

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 21:57  توسط کامران فرقانی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 15:15  توسط کامران فرقانی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 15:14  توسط کامران فرقانی  | 

هنگام میل کردن صبحانه که نکته ای بسیار جالب

و خنده دار داشت و بچه ها حتما میدونن که چه چیزی رو میگم

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 15:7  توسط کامران فرقانی  |